تبليغاتX
گیتاریست بارانی

گیتاریست بارانی
من نه عاشقم نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من,,من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد


 
اومدم.وای این پست رو نوشتم
تا به یکی بفهمونم اونقدر هام که فکر می کنی گوله نمک نیستی
آخه من نمی دونم با این حرفات
با این کارات
با این اخلاقت چیو می خوای ثابت کنی؟
می گی من وب دارم
آدرسشو نمی نویسی
بنویس تا جواب این چرت و پرت ها و مزخرفاتت رو بدم
ترسو-می ترسی خودتو نشون بدی؟
معلومه می ترسی
آخه می خوای چیو ثابت کنی؟؟
حداقل نظراتو خصوصی نده تا همه بفهمون من با یه دیوونه سر و کار دارم
راستی گفتم دیوونه
شاید دیوونه ای ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه ای خدا شفات بده
ببین دیوونه شایدم یه یارو عوضی
من انتقاد پذیر هستم ولی تحمل چرت و پرت هم ندارم
اونم چه چرت و پرت هایی
حرفای صدتا یه غاز
به قول یکی
همشو ببری مغازه نونوایی بهت یه نونم نمی دن
 
ببین آقا یا خانم محترم
من حوصله این اراجیف رو ندارم
اینایی هم که واست می نویسم فکر نکن عاشقت شدم
یا اینقدر مهمی که واست پست نوشتم
فقط می خواستم بهت بگم تویی که مثل گاو سرتو می اندازی
 پائین میای نظر از خودت ول می کنی
فکر نکن منم مثل خودت سرمو مثل همون جونور
می اندازم پائین و بی تفاوت ازکنارت رد میشم
یه نشونی یه ردی از خودت بذار اگه ترسو نیستی
تا جوابتو بدم.می فهمی یا نه؟؟؟؟
راستی مگه اصلا من اومدم یه چاقو گذاشتم زیر گلوت که اگه نیای وبم 
اگه نظر ندی می کشمت  که این حرفارو می زنی؟؟؟
در ضمن من و اگه نظرهاتو از این به بعد عمومی نوشتی
همه میفهمن تو فقط یه آدم بی مخ بی مغزه
علاف بی کاره پرروی عوضی هستی
اینجانب به عنوان مدیریت وبلاگ بهت اخطار میدم
اگه یه بار دیگه مثل گاو سرتو انداختی پائین و اومدی چرت و پرت سرهم کردی
دک و پوزتو خاکشیر می کنم
افتاد یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟
باید افتاده باشه.دوزاری ات افتاد یا هنوزم کجه؟
دوزاریتو می گم
حالا خوددانی
من خودم از اون 8خطای روزگارم
گالواتو ببند من 7خطو رد کردم
تا شدم 8خط این روزگار
افتاد یا به زور بیام بچپونم تو اون مخ ناقصت؟
 
بی شعور عوضی دست و پا چلفتی
حقته اینقدر چیز خرجت کنم
شایدم اینقدر بی
بی
بی
بی
بی
بی
بی
بی سر و پا و گداگشنه باشی
یا بدتر اینقدر
بی
بی
بی
بی
بی رگ و ریشه باشی که اصلا اینا واست مهم نیست
اما اعلام می کنم که فقط یه آدم عوضی هستی
 
 

پی نوشت:1-از همه دوستان معذرت خواهی می کنم که دهنمو واکردم و به این آدم کله پوک اینا رو گفتم
و 2-اینکه از همه گاوهای این مملکت معذرت خواهی می کنم که هرچی فحشه به اونا میدم
از مدیریت همه گاوداری ها می خوام بیان و خسارتش هرچی بشه رو تقبل میکنم
 
 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/07/15 14:17 یادگاری از گیتاریست بارانی |


 

مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن

و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند،

 اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مي ‏طلبند،

 اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين، حضرت على (عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند

 و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند كه: اى مردم!

اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مي ‏گيرند

 و زيانكاران و تبهكاران در آن مأيوس و نااميد مي ‏گردند

 و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد،

پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن،

به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار،

 و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏

به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين

، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مي‏شود

اين است كه فرشته ‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا ميدهند و ميگويند:

«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد،

 پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است:

«عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است

 و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است

تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند،

 چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند،

 نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند و نيز آنان را وعده و مژده داده است

كه هر نيازى به او آرند، برآوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند

 و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمي‏برند.»

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز،

 امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند

 و روزه خود را بشكنند. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مي ‏نامند

و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان

، شروع مي‏شود، انسان افطار مي كند يعنى اجازه خوردن

پس از امساك از خوردن به او داده مي ‏شود.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/07/09 15:27 یادگاری از گیتاریست بارانی |


سلام بازم منم گیتاریست بارانی

اومدم چند تا وب بدم.وب های قشنگی که سر زدن بهشون بدک نیست

اولین وب :Lovely Boy

 www.mano81daf.blogfa.com  در کل وبی جالب و زیبا در نهایت سادگی

 

دومین وب:مسافر زمان

www.hesaredel.blogfa.com  تقدیم به همه دوستاران ادبیات فارسی

 

سومین وب:پسری از تبار تنهائی

www.ashkanbibak.blogfa.com وبی که قراره به لطف شما پربیننده بشه

 

چهارمین وب:رقص عشق

www.raghseeshgh.blogffa.com وبی جذاب و زیبا

 

بقیه تبلیغات رو می ذارم واسه بعدا

راستی اولین وب رو حتما سر زنید.

مدیرش خیلی اصرار داشت من واسش تبلیغ کنم

من روی اونو زمین ننداختم.شماهم روی منو زمین نندازید

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/07/08 20:4 یادگاری از گیتاریست بارانی |


علامت سوال
شادمهرعقیلی
4/4 رومبا
 
 
 
Gm                F              Gm  
یه پنجره با یه قفس.یه حنجره بی هم نفس
 
 
Gm                          F                     
سهم من از بودن تو .یه خاطره است همین و بس
 
 
 
Gm                   F         
تو این مثلث غریب.ستاره ها رو خط زدم
 
 
 
Gm                      F                
دارم به آخر می رسم.از اون ور شب اومدم
 
 
F                    Bb         
یه شب که مثل مرثیه.خیمه زده رو باورم
 
 
Gm                                            
می خوام تو این سکوت تلخ.صداتو از یاد ببرم
 
 
 
Gm       F         Cm        Bb   
بذار که کوله بارمو رو شونه شب بذارم
 
 
Gm    F    Bb    F                    
باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم
 
 
 
Gm     F       Eb      Gm    F   Gm  
داغ ترانه تو نگات.شوق رسیدن تو تنم
 
 
Gm   F      Eb       Gm     F     
تو حجم سرد این قفس منتظر پرزدنم
 
 
 
G                      F            Gm
من از تبار غربتم.از آرزوهای محال
 
 
 
Gm                     F                   
قصه ما تموم شده با یه علامت سوال
 
 
 
Gm       F         Cm        Bb   
بذار که کوله بارمو رو شونه شب بذارم
 
 
 
Gm    F    Bb    F                    
باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم
 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/07/07 21:7 یادگاری از گیتاریست بارانی |


 
بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir 
 
سلام به همه بازدید کنندگان محترم که از وب من دیدن می کنن
وای خیلی خشک و بی مزه بود
سلام خوبین؟
چیکار می کنین؟خوش می گذره؟
نماز روزه هاتون قبول
امروز اومدم این آپ رو بنویسم که به همه شما دوستای گلم اعلام کنم:
بابا یکی میگه نکنه خودکشی کردی؟
همه باش هم صدا نشین.آخه دختر خوبی که این حرفو زدی تو مگه مطمئن بودی
من خودکشی کردم که این حرفو می اندازی تو دهن همه من حالم زیاد خوب نبود
دلیلشم از بس گفتین دیگه دارم به مرز خفه شدن میرسم پس میگم من قلبم عمل داشت
نزدیک سه هفته بیمارستان بودم
اصلا حالم خوب نیست
اونوقت به نظر شما اگه من خودکشی کرده بودم بایدسه هفته بیمارستان بستری میشدم
تازه گذشته از اینا من آدمی ام که تو زندگیم دست به هر غلطی بزنم دست به خودکشی نمی زنم
وای آخ جون مدرسه ها داره باز میشه
هم یه حالت دلگیر دارم از اتمام تابستان
هم یه حالت خندان از باز شدن مدارس
بگذریم امسال به مامانم قول دادم کسی رو مسخره نکنم
سر کلاس درس گوش بدم
انضباطم 20بشه اما می دونم نمیشه
دوباره با بچه ها معلما رو اسگل کنیم و هه هه بخندیم
 
تابستون تموم شد
نوشته های منم تموم شد.من در طول تابستان چون خاطرات مدرسه نداشتم
مجبور به نوشتن یه عالمه اراجیف شدم
بگذریم خیلی هاش هم پاک کردم.دلایلشم یکی زیاد بودن مطالب و خوانده نشدنشون توسط شما بود
آخه بیا و از تموم وجودت یه مطلب بنویسی و اونوقت یه نظر بدن اینم چرا دیگه به وبم سر نمی زنی؟
منم پاک می کنم.بگذریم
من اسم این تابستون رو گذاشتم تابستون بارانی
غیر اینکه هم اسم خودمه.چند بار امسال تابستون اینجا
یعنی اصفهان بارون اومد
اونم چه بارونی مثل موش آب کشیده می شدی
از بعضی بارون های پائیز شدید تر بود
بگذریم پائیز اومد
مدرسه
معلم و اسگل شدنشون از طرف من
دیگه تا اطلاع ثانوی
نوشته های من مربوط به حوزه مدرسه و خاطرات تلخ و شیرینشه
و در مواقع بی کاری آکورد و ترانه است
از اولم من با همین نیت اومدم وب زدم
خاطرات تلخ و شیرین مدرسه
البت خاطرات ما بیشتر جنبه جنایی در پی داره
و باعث شرمندگی من جلوی همه بچه های درس خون میشه
یعنی منم درس خونم منظورم بچه مثبتای کلاسه
از همین الان میگم اگه جزء بچه مثبتای کلاس هستین
مطالب منو نخونین چون چیزیش به شماها نمی ماسه
از همین جا یه عذر خواهی به تمام معلمای این مملکت بکنم
که من همشونو اسگل میکنم
خاطرات سال دوم دبیرستان رو در آرشیو موضوعی(روزایی که اومد و رفت)ببینید
امسال خاطرات منو در آرشیو موضوعی (روزایی که اومد و رفت2)ملاحظه فرمائید
قراره امسال اگه خدا بخواد معدلم رو 20کنم
قول میدم معدلم 20 بشه ولی قول نمی دم انضباطم20بشه
 

یهو یاد یه خاطره افتادم
سال سوم راهنمایی ترم اول معدلم 20شد و انضباطم5/13
خیلی خنده دار بود
 
 

مرسی از همه نظراتتون
چه خوب چه بد
همین که به فکر من هستین ومنو در زمره دوستای خودتون قرار دادید جای
سپاسگذاری ویژه داره
 
 
یه تشکر جانانه و مشتی از دوستی که در هیچ لحظه ای تنهام نذاشت
 
مهشید عزیز
 
که واقعا در طول بستری بودنم تو بیمارستان مثل خواهرم واسم زحمت کشید
و یه هفته شبانه روز بالای سرم بود
مرسی مهشیدجان
 
 
 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/07/04 15:13 یادگاری از گیتاریست بارانی |


 بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
 
امسال روز اول مدارس اول مهر نبود اما خب دوم مهر بود
چه فرقی وقتی هنوز قوانین دشوار حاکم باشه و هنوزم قانون جنگل خصوصا تو کلاس ما هنوز پابرجا باشه
واسه یکی مثل من که امسال تصمیمات مختلفی گرفته امروز یه روز جدید بود
امروز از خواب پاشدم.دیر خیلی دیر
یعنی وقتی که من هنوز تو تختم داشتم چشمامو به زحمت باز میکردم
دیدم خواهرم داره مانتوشو می پوشه و میگه بلندشو تنبل
پریدم از تخت پائین.شیرجه زدم تو هال.همه کاراشونو کرده بودند
مهیار که آماده وایساده بود غر میزد
مهتا هم داشت بند کفشاشو می بست بالاخره منم ریلکسیشن آروم آروم کارامو کردم
یهو مهیار گفت مهسا تو رو خدا زود باش.ساعتو نیگا هفت و ربعه
برسی شده 8زود باش
منم وسط هال جواب میس کال میدادم
یهو دیدم مامانمم کاراشو کرده
واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
حالا واشتم تند تند کارامو میکردم.آوازم می خوندم
من ماندم تنهای تنها
اینا هم رفته بودند پائین.مهیارم هی زنگ میزد زود باش
بالاخره من هفت و20دقیقه کارامو کردم
کفشامم گرفته بودم دستم که تو ماشین بپوشم.پریدم تو پارکینگ وای رفته بودند تو کوچه
سامانم (پسر مستاجرمون)توی پارکینگ بود نمی دونم چه غلتی میکرد
به سلام صبح اول مهر بخیر منم گفتم سلامو زهر مار  پریدم تو ماشین
حالا مهیار فحش میداد.من به شهیاد گفتم من هفت مدرسه ام
من به آیدین گفتم دور نیا  همش تقصیر تو شد
منم واسه خودم بند کفش می بستم
دیگه اول رفتیم مهیار رو در مدرسشون پیاده کردیم
بعدم مدرسه ما ساعت هفت و نیم بود خب رفتیم آقا اسمارو خوندند
اولین ضدحال من :مهتا با من توی یه کلاس بود
پارسال چقدر خوب بود تو یه کلاس نبودیم حال میکردم اما امروز اول صبحی حالم گرفته شد
رفتیم تو کلاس.یه کلاس با ظرفیت 30تا بشر
وایی پارسال 18نفر امسال 30نفر
یعنی مرز ترکیدن  من رفتم یه صندلی گذاشتم آخر کلاس
این مهتا اومد:مگه مهسا تو به مامن قول ندادی امسال جلو بشینی گفتم ول کن بی خیال
تازه یه ارازل کلاس(فرشته)رو گفتم بیا پیش خودم بشین مهتا هم رفت جلو نشست
زنگ اول:روانشناسی
وای مخمون ترکید.روانمون حسابی پاک کرد جلسه اول 18صفحه درس داد.نه یه خنده
نه یه لبخند.نه ئحرف.نه حدیث.مخمونو گرفت به کار بعدم روان منو گذاشت تو فرغون
بگذریم زنگ اول مخم درجا میزد فقط فهمیدم که هیچی نفهمیدم
زنگ دوم:جغرافی
مهتا طاقت نیاورد اومد نشست کنارم
به محض اومدن معلم.بلند شدم گفتم اجازه
ماخیلی ها رو نمی شناسیم
خودمو معرفی می کنم
من مهسا شاهین فر-معدلم 92/19هست
اینم خواهر سه قلومه
یهو معلم گفت عزیز توهم داری؟؟
یی از این بچه خنگ جدیدها هم گفت این اون زنگ روانش پاک شده
آقا منم قاط زدم گفتم خیر عزیزم
من توهم ندارم این خواهرم و من و برادرم سه قلوئیم
آقا این دختره ضایع شدتا آخر کلاس نفس نکشید
مهتا هم هی میگفت مهسا بسه بشین
منم نشستم مهتا به اصرار معلم پاشد خودشو معرفی کرد»من
مهتا شاهین فر -معدلم 32/19هستش.همین
بعدم من خنگولا نشست منو میگی پاشدم گفتم البته این خواهر من یه نمه خجالتیه
معلم گفت عوضش تو جبران می کنی
منم گفتم نه سرکار من فقط اطلاعات عمومی تون رو بردم بالا
بگذریم این زنگ من روان معلمو تعطیل کردم
آخر زنگ گفت شاهین فر
منم گفتم بامنی یا مهتا؟؟؟؟؟؟؟
گفت با توام مهسا جون منم گقتم:جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفت دختره باحالی هستی راحت می تونی گیلیمتو از آب بکشی بالا
منم گفتم ما قالی داریم نه گیلیم  بچه هام زدند زیر خنده آین زنگ خوب بود
زنگ بعد عربی:
وای درسی که من حاضرم جون بدم ولی سر کلاس عربی نشینم
این زنگ سر کلاس چرت میزدم
گوشیمم رو ویبره بود صدای گاو از خودش درمیاورد
بوووووووووووووووووووووووو/بووووووووووووو
 
هی اس ام اس
هی میس کال
بووووووووووووووووو/بوووووووووووووووووو
 
مهتا هم میگفت اگه به مامان نگفتم گوشیتو آوردی مدرسه
منم میگفتم زر الکی نزن
آقا وسط کلاس دیدم باید یه خودی از خودم نشون بدم
باید ثابت کنم
هنوز شاهین فرم
هنوز مهسام
هنوز شلوغ ترین.پرحرف ترین
و در عین حال بچه خر خونم
بلند شدم  خانم این سوال شما رو من حل کردم
آقا رفتم جلو توضیح میدادم مهتا که انگشت به دهن مونده بود.
فرشته هم با ایما و اشاره میگفت خفه ات میکنم منم با ملایمت می گفتم صبوری کن
بعد درس توضیح دادنم یه لبخند به زور چپوندم رو صورتم و گفتم تموم شد خانم
خانمم انگار من دخترشم چنان تشکر میکرد رفتم نشستم
فرشته می خواست خفه ام کنه مهتا می خواست منو بذاره رو سرش تبق بگیره
رفتیم به خیال ساده من الان ساعت 1زنگ می خوره گورتو گم می کنی میری خونه
آقا گفتند تا ساعت 3 مدرسه تشریف دارین منو میگی روانم تعطیل شد
کلاس معارف منم مشتاق
اوایلش که اس ا اس دادم و میس می انداختم
بعدم آقا دیدم یه بلوتوث تو کلاس روشنه نیگا مهتا خانم .حالا بگوفقط تو گوشی آوردی
آقا رفتیم رو خط بلوتوث طرف حال گیری اساسی داشت آهنگ گوش میداد
اونم چی؟
ساسی مانکن و علیشمس و حسین مخته
اونم کجا آقا شوزه حساسیش
"اگه پایه باشی پایه هستم
دستاتو میگریم با تو دستم
عشقت شده 3پیچ قلبم
ولیکن بذار سپیده هر دم
شب پیشمی با تو میشم مثل روز
خوشگلم مثل تام کروز
 
 
به اینجاش که رسید آقا من تو گوشی طرف ول می گشتم
فکر کنم سونی اریکسون یود
زدم قطع هندزفری
اقا این خوشگلم مثل تام کروز
پیچید تو کلاس
 
منم گوشیمو پرت کردم تو کیفم و سرمو کردم تو کتاب مهتا فهمید کار منه
صدای این کرانچی هم از جلوی کلاس اومد بگذریم نفهمیدم کیه چون قطع شد
خدا از سر تقصیرات من بگذره می دونم حتما طرف اگه بفهم من بودم می خواد خفم کنه
بگذریم ساعت 2 بود نشستیم در و دیوار نیگا کنیم منم دلم لک زده بود واسه شعر نوشتن رو تخته
یهو گچو ه گرفتم تو دستم از ناخود آگاه مخم یه بیت پر زد منم نوشتم
 
                         بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
 
امش شب آخره که مزاحم دلت شدم
خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم
بدرقه لازم ندارم میرم عزیزترین من
نذار بمونم زیر پا قلبمو بردار عشق من
دوستت دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود
غافل از اینکه قلب من منتظر اشاره بود 
 
آقا بعدم کج اون رو تخته نوشتم
پشت سرم ریه نکن مسافرم مسافرم 
اشکاتو هی هدر نکن باید برم باید برم
تو رو خدا گریه نکن الهی قربونت برم
بغضم داره می ترکه..........
 
                        بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
یهو معلم یه نگاهی کرد و گفت شما خانم:منم گفتم شاهین فر/مهسا شاهین فر
گفت:عزیزم خانم شاهین فر من تا همین الان داشتم از همین چرت و پرت های شما
وونا حرف میزدم.منم آقا سگ شدم رفتم اون کانال گفتم شما مه از دل ما خبر ندارین
بعدم مگه من چی نوشتم که این جوری میگی؟
این که ترانه اس.اونم شعره چیز بدی که نیست هست؟؟؟
یه نیگا کرد و گفت که ترانه اس!؟؟؟؟؟؟؟!!!!!؟
فرشته هم گفت آره خانم خواننده شم علی عبدالمالکیه مگه شما گوش نمی دید؟
 
تا آخر کلاس معلم زر نزد فقط گفت تو بااین خطت چیزای بهترم می تونی بنویسی
منم که اصلا حوصله نمره انضباط و دفتر و درگیری نداشتم پاک کردم و
بزرگ رو تخته نوشتم:هر شب شب قدر است اگر قدر بدانیم
 
رفتم کیفموبرداشتم و گفتم خانم با اجازه و از کلاس زدم بیرون ساعت یه ربع به سه بود
سه زنگ خو.رد و مهتا اومد بیرون رفتیم در مدرسه مامان نبود
امسالم مسخره سرویس نداریم مجبور بودیم یا با تاکسی بریم یا پیاده
من که اصلا حس نداشتم روزه ام بودم داشتم می مردم رفتیم با مهتا با تاکسی بریم
انقدر صبح هول زدیم کیف پول نیاورده بودم
مهتا هم 500بیشتر نداشت مجبور بودیم با اتوبوس بریم خونه
وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
من گفتم مهتا من میرم بلیط بخرم تو وایسا
من تا رفتم بلیط بخرم این مهتا 2دقیقه تحمل نکرده بود
ساعت نداشت به یه پره گفته بود ساعت چنده؟ من اومدم دیدم پسره داره گیر 3پیچ میده به مهتا
رگ خواهریم گل کرد فقط باش دهن به ذهن نشدم
آقا یه اتوبوس اومد پل وحید
رفیق این پسر می گفت بیا بریم اتوبوس اومد
جناب وایساده بود سیخ سیخ تو چشای  ما نیگا میکرد می گفت:سعید کدوم یکی از این دوتا بود؟
آقا اتوبوس پل فلزی اودم این دوتا هم پریدند توش حالا این اتوبوسم درحال ترکیدن
من و مهتا نزیدک پله ها جامون شداین این دوتا مسترم همونجا
منتها در جای آقایون منم داشت حالم از این مستر بهم می خورد
می فهمیدم مهتا بدش نیومده از پسره اما به روی خودم نمیاوردم بالاخره پیاده شدیم دوتا مستر جا موندن
یعنی داشتن زر میزندن منم گفتم مهتا حالم بده دوتا ایستگاه جلوتر پیاده شدیم
آقا حال گیری
اتوبوس داشت راه می افتاد که بره.ماهم پیاده شده بودیم
پسره هم مثل ژله که بذارندش تو آفتاب وارفت
خنده بازاری بود قیافه پسره
اومدیم تو کوچه که پیچیدیم داشتم می گفتم من دیگه با اتوبوس نمیام
مهتا هم می گفت آخه چرا؟؟؟
آلودگی اش کمتره.راحت تره..به خدا با تاکسی یکیه
منم گفتم آره بگو:عمومی تره
با پسره میشه ارتباط برقرار کرد پول بلیطت رو میده
دوتائی یه جا سوار میشیم بگو تو که بدت نمیاد.این مهتا هم مثل خر می خندید
وای حامد پسر همسایمون وسط کوچه رژه میرفت یهو اومد جلو واسه مهتا خندید
آخه خر خنگول هنوز من و مهتا رو بعد 4سال که مستاجرمونن تشخیص نمیده
اومدیم خونه.من حرصی بودم چرا کیف پولمو ناوردم و مجبور شدم با اتوبوس بیام
این مهیار و پارسا هم هرهر می خندیدن
بگذریم امروز یه روز عادی بود
یه شروع جدید
یه دوم مهر ولی اولین روز مدرسه عالی
ولی غریب شایدم قریب
 
دوباره دلتنگی هام شروع شد
 
یه هفته دیگه پارسا میره دانشگاه
مامانمم که دیگه واویلا
بابام امشب رفت ماموریت
دیگه من می مونم و مهیار دیوونه
و مهتا خانم عاشق پیشه
اما پائیز اومدی
تولدت مبارک
 
دوستتون دارم حتی توئی که خیلی وقته جای خالی تو حس می کنم
 
گیتاریست بارانی
 
 
 
 
 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/07/04 15:8 یادگاری از گیتاریست بارانی |


 برنامه  هفتگی کلاس سوم انسانی دبیرستان دانش آفروزان
 
 
 
 
شنبه:            زبان فارسی3                     عربی3                  آرایه های ادبی                         دین و زندگی 3
 
 
یکشنبه:         ادبیات فارسی3                  زبان فارسی 3           تاریخ ادبیات ایران و جهان2          آرایه های ادبی
 
 
دوشنبه:        تاریخ ایران و جهان 2           جامعه شناسی2            زبان انگلیسی3                          فلسفه
 
 
سه شنبه:           روانشناسی                    جغرافیا2                  عربی3                                ریاضی
 
 
چهارشنبه:             ورزش                   تاریخ ایران و جهان2       فلسفه                                   منطق
 
 
پنجشنبه:           جغرافیا2                    ریاضی3                    دین و زندگی 3                          ادبیات فارسی  

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/07/02 14:16 یادگاری از گیتاریست بارانی |


سلام

من دارم این مطلبو از رو تخت بیمارستان می نویسم

دو نفر دیگه از دوستان هم انگار همین طوری اند

1-امین عزیز(وبلاگ وقتی که خاکم می کنید)

2-آقا مختار(عشقی)


واسشون دعا کنید

واسه منم دعا کنید


مرسی از این نظرای قشنگتون
مخصوصا:
امید عزیز
نوید عزیز
آقا مهران هم که مارو فراموش کرده

فعلا بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/06/25 11:12 یادگاری از گیتاریست بارانی |


 
به تو مدیونم همیشه مگه میشه بی تو باشم؟؟
 
از شبی که روبه رومه.چه جوری بی تو رها شم
 
به تو مدیونم همیشه مثل شب به صبح فردا
 
مثل موج سرد و تنها به نگاه ناز دریا
 
به تو مدیونم همیشه من خسته من بی روح
 
مثل خاک سرد و تشنه به نوازش های بارون
 
به تو میرسم دوباره زیر رگبار ستاره
 
وقتی بارون نگاهت تو حریم شب می باره
 
اگه پایانی نباشی واسه بغض و خستگی هام
 
چه جوری برگردم از این جاده های بی سرانجام
 
تو خدای عاشقایی به تو مدیونم همیشه
 
 
وقتی اسمتو میارم نبض لحظه تازه میشه
 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/06/19 11:4 یادگاری از گیتاریست بارانی |


 

 

نامه ای به خدا

درددل های یه

گیتاریست بارونی

به خدای خودش


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/06/19 11:1 یادگاری از گیتاریست بارانی |


نشکن دلمو.
 
محسن چاوشی/محسن یگانه
 
slowRock     4/4
 
 
 
 Em  
سرگرمی تو شده بازی  با این دل غمگین و خستم
 
 
 
Em                                           F   
یادت نمیاد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم
 
 
 
G
بااین همه ظلم تو ببین باز چه جوری
 
 
 
Em            F                      
پای این همه قول و قرار من نشستم
 
 
 
Em                   Am     
نشکن دلمو به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز
 
 
 
F   G                   Am                         G   
نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
 
 
 
F                  G                 
نگوبی خبری نگو نمی دونی وقتی که نیستی
 
 
 
Em
گریه شده کار این دل عاشق شب و روز
 
 
 
F              G                  Am    
دیوونه نکن دلمو آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز
 
 
 
 
Em      F                    G                                
نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
 
 
 
 
F                  G                  
نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی که نیستی
 
 
 
 
Em
گریه شده کار این دل عاشق شب و روز
 
 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/06/19 2:11 یادگاری از گیتاریست بارانی |


سه شنبه ها
 
 
خواننده:محسن چاووشی
 
ریتم 4/2همراه با آپاگادو 
 
 
 
 
E             A             E   
عزیزم یادت میاد سه شنبه ها؟؟؟
 
E                         A   
پا به پای هم می رفتیم تا کجا؟؟؟؟
 
 
E             A                  E  
کوچه های خلوت رو یادت میاد؟؟؟؟
 
 
E                             A   
اون همه صداقت رو یادت میاد؟؟؟
 
 
 
 
E                         A     
عزیزم یادت میاد که گریه هات؟؟؟؟
 
 
E                          A       
چه جوری آتیش به جون من میزد؟؟؟
 
 
E                       A   
نمیشد بهت بگم دوستت دارم
 
 
E                         A   
تا می خواستم زبونم بند میومد
 
 
E
کوچه های خلوت رو قدم زدن
 
 
E                          A
توی هفته های تلخ و بی صدا
 
 
E                        B7   
حالا روزا همشون سه شنبه اند
 
 
B                  B7     
لعنت خدا به این سه شنبه ها
 
 
E                           A
توی هفته های بی نام و نشون
 
 
E                    A     
روز دیوونگی ها سه شنبه بود
 
 
E
با خودم می گفتم ای کاش ای کاش
 
 
B7                    A      
همه روزای خدا سه شنبه بود
 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/06/19 2:7 یادگاری از گیتاریست بارانی |